|

آقای احمدی نژاد و بعضی از اطرافیانش یک ویژگی نسبتا منحصر بفردی دارند و آن هم این است که همه نابسامانی ها و خرابی ها را به دولت های پیشین نسبت می دهند و در مقابل هر کار خوبی را هم که در طول سه دهه گذشته در کشور صورت گرفته، به خود منتسب می کنند!
با این همه اگر بخواهیم از جاده انصاف خارج نشویم این نوع فرافکنی و نوشابه باز کردن برای خود و هم جناحی ها، کم و بیش جزء ویژگی های بسیاری از کارگزاران و سیاستمداران کشورمان محسوب می شود و زمانی که این دسته از سیاستمداران جوگیر می شوند، چنین نگرشی تشدید هم می شود.
به همین سبب هرگاه فضای سیاسی کشور کمی تا قسمتی ابری و مه آلود می شود، سیاست پیشه گان و ایادی آنها فرصت را مغتنم شمرده و به فرافکنی روی می آورند و در این مسیر همه نقاط قوت را بنام خود و هم حزبی هایشان و کل نقاط ضعف را هم به رقبای خود نسبت می دهند! در حالیکه واقعیت چیز دیگری است و آنچه را که امروز درو می کنیم محصول بذری است که در گذشته کاشته اند.
به بیان دیگر اگر به عقیده بعضی از اشخاص ساختمان کنونی نظام، زیبا، مستحکم و پابرجاست، قهرا این همه مرهون تلاش همه کسانی است که در ایجاد و نگهداری آن نقشی داشته اند و اگر این ساختمان، نازیبا، متزلزل و در حال فروریختن است، باز حاصل کار همه کسانی است که در 30 سال گذشته در ایجاد و تکمیل و نگهداری آن کوشیده اند. از اینرو عدل و انصاف و منطق ایجاب می کند که سهم هریک از دست اندرکارانی را که در مراحل مختلف طراحی نقشه، اجرای فونداسیون، اسکلت بندی، سفت کاری و نازک کاری این ساختمان نقشی داشته اند به دقت مورد مطالعه قرار گرفته و در پایان کار ساختمان مذکور مسئولیت هریک از دست اندرکاران بطور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.
در این صورت حتی همسایگانی که نظاره گر اهمال کاری دیگران و کج بنا شدن این ساختمان بوده اند ولیکن در برابر آن سکوت اختیار کرده اند، در متزلزل و فرسوده شدن و در بدبینانه ترین حالت یعنی فرو ریختن ساختمان مزبور مسئول می باشند.
بنابراین خوب و بد حاکم برکشور، ناشی از ساختار نظام و یک فرایند و برآیند یا حاصل جمع پندار، کردار و گفتار و یا حتی توجیهات و سکوت و بی تفاوتی همه کسانی است که در طول 30 سال گذشته عهده دار مسئولیتی در کشور بوده اند و لاجرم هر یک از آنان به نسبت قدرت و مسئولیت خود، در شکل گیری اوضاع فعلی کشور سهیم اند و متوجه کردن انگشت اتهام تنها بسوی عده ای خاص و یا صاحب منصبان کنونی، کمال بی انصافی و یک خطای استراتژیک است.
از اینرو به منظور آگاهی نسلی که امروزه تحت تاثیر فضا سازی ها، پروگاندا، کاریزما تراشی ها و اسطوره سازی های رسانه های داخلی و خارجی، همچون دوم خرداد 1376همه گرفتاری ها و ناهنجاری های موجود را متوجه عملکرد و اندیشه یک جریان خاص و یا عده ای از اشخاص حقیقی و حقوقی کرده و بقیه سیاست پیشگانی را که خود نقش عمده ای در ایجاد وضع موجود داشته اند، تطهیر و یا حتی از آنها قهرمان های دروغین می سازند و یا بجای مطالبه محوری به شخصیت زدگی و شخصیت پرستی روی می آورند، قصد دارم که با انتشار سلسله یادداشت هائی نیمه های دیگر حقیقت را نیز در معرض قضاوت مخاطبین خود قرار دهم تا مبادا کسانی که گذشته را ندیده و یا دیده و به فراموشی سپرده اند از چاله ای در آمده و در چاه و یا چاله ای بزرگتر فرو بیافتند!
در چند پست نخست به معرفی برخی از ارکان قدرت و نهاد های انتصابی و نقش آفرینان آنها اشاره خواهد شد:
|